بایگانی برای ‘با نویسنده’ موضوعرضا حسینی بقاء نام متولد ۱۳۵۸ تبریز است. به گفته خودش موسیقی را از موقعی که ممنوع بوده! شروع کرده تا اینکه در سال ۱۳۷۸ اقدام به تأسیس گروه ارکستری با نام «هارای» نموده است. «رضا» هم اکنون علاوه بر فعالیت در زمینه موسیقی مترجم رسمی دادگستری و مدرس دانشگاه نیز می باشد. چه شد که وارد دنیای موسیقی شدید؟ «تار» و به طور کلی موسیقی را به صورت حرفه ای زیر نظر استاد شاطریان یاد گرفتم. خدا رحمتشان کند تا وقتی زنده بودند همیشه پشتیبان شاگردانشان بودند. تا اینکه بعد ها در زمینه ادبیات موسیقی هم فعالیت هایی انجام دادم. برای اولین بار در زمینه موسیقی کودکان کتاب های «ایواندا تار چالیرام» و «جوجه لر» را به زبان ترکی منتشر کردم که با استقبال خوبی روبرو شد. از گروه «هارای» بفرمایید؟ در بدو تاسیس «هارای» به حرفه ای بودن فکر نمی کردم تا اینکه به مرور زمان با برپایی کنسرت های متعدد در داخل و خارح از کشور ضعف و قوت ها شناسایی و رفع شدند. با این وجود هنوز هم ضعف هایی وجود دارد که در صدد رفعشان هستیم. «هارای» تا به حال مستقل عمل کرده و توسط هیچ نهادی حمایت نمی شود. بارها پیش آمده برای خرید لباس های اعضای کنسرت حتی هزینه اجاره سالن پولی نداشتیم اما روی پا ایستادیم و می ایستیم! جالب است بدانید هیچ یک از نوازنده های هارای هزینه ای به عنوان حقوق دریافت نمی کنند و تنها دوستی است که بچه ها را دور هم جمع کرده است. تعریفی از موسیقی؟ هر کسی تعریف خاصی دارد. برای من که خود زندگی است. کتاب «ساواش» مطمئنا ربطی به موسیقی ندراد؛ چه شد به فکر انتشار چنین کتابی افتادید؟ رشته تخصصی من مترجمی زبان انگلیسی است و از دوران دانشجویی فعالیت هایی در زمنیه ترجمه و ارائه مقالات مختلف داشتم به نظرم ترجمه متن انگلیسی به ترکی خیلی راحت تر از دیگر ترجمه ها است چرا که این دو زبان شباهت های زیادی از لحاظ گرامری با همدیگر دارند. در هر حال کتاب «ساواش» که اکنون در صدد چاپ دومش هستیم. این کار اولین کار ترجمه من بود و کارهای بعدی که مجموعه ای از ترجمه داستان های کوتاه است به زودی منتشر خواهد شد. نظرتان راجع به «آشیق موسیقی سی» که توسط یونسکو به ثبت جهانی رسید چیست؟ به نظرم می بایست موسیقی راهش باز باشد تا هر کسی در هر زمینهای که می خواهد کار کند. الان ما در عصر تکثیر زندگی می کنیم، اگر برای مثال قبل ها عصر رنسانس چندین سال طول می کشید امروزه عصرها و بازه های زمانی کوتاه و کوتاه تر شده اند به اندازه ای که شاید شروع و پایان یک عصر بر اساس یک تحول بیش از پنج سال طول نکشد! بنابراین در هر فعالیتی کارهای ضعیف خود به خود از صحنه پاک خواهند شد و نیازی به مانع شدن کسی نیست. به آشیق «چنگیز مهدی پور» احترام خاصی قائلم چرا که موسیقی آشیقلار را به تمام دنیا شناسانده است کاری که خیلی ها نتوانستند انجامش دهند! آشیق ها می بایست با اجرای قدرتمند بتوانند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند و آنها را راضی نگه دارند. پدرانمان هم گفتهاند که «ائل اؤزو یاخشی نی پیسدن سئچه جک دیر / ائلینه بالی اولان دیر چه له جک دیر»
چندی پیش با هدف ارتباط برقرار کردن زمینیان با کرات دیگر موسیقی آذربایجان در فضا پخش شد! به نظر شما برای اینکار چرا موسیقی آذربایجان انتخاب شد؟ من آدم آکادمیکی هستم و هر حرفی را بدون سند قبول نمی کنم! بله موسیقی اصیل آذربایجانی در فضا پخش شده و در سایت یونسکو هم موجود است. کمتر ملتی را می توان یافت که رقص های آئینی داشته باشد، ما سازی به نام «داش قاوال» داریم که تصاویرش هم اکنون در کتیبه ها یافت می شود. «قوبوستان قایالاری» را نگاه کنید ببینید قدمت موسیقی به تاریخ قبل از بشریت می رسد! پس این موسیقی باید بیشتر از اینها نیز ارج و قرب باشد. از وضعیت فعلی موسیقی در تبریز راضی هستید؟ اصلا راضی نیستم! در جامعه ای که در آن هنر تعریفی ندارد و طبیعتا حمایتی هم نخواهد بود، چه انتظاری میتوان داشت؟ در شهر به این بزرگی یک سالن حرفه ای برای موسیقی وجود ندارد. صدا و سیما بدون اینکه قانون کپی رایت را رعایت کند از موسیقی استفاده ابزاری می کند یا به عبارت بهتر ریالی برای موسیقی خرج نمی کند. این در حالی است که در تمام دنیا ادارات و سازمان ها برای خود ارکستر اختصاصی دارند و مرتبا با آنها کار می کنند. در کنسرت هایتان حاشیه های جالبی هم داشتید؟ [با خنده] کنسرت همه اش حاشیه است. اصلا حاشیه ها نمی گذارند که به موسیقی پرداخته شود. اصلا فراموش نمی کنم که در سالن پتروشیمی یک روز قبل از شروع کنسرت سالن را به ما ندادند که تمرین کنیم. عصر ساعت ۸ کنسرت داشتیم که ساعت ۲ سالن را زیارت کردیم! نظرتان راجع به «بیوک آقا» که در شماره قبل در مورد ایشان نوشته بودیم؟ به جرأت بیوک آغا بهترین تار زن حال حاضر است. در فیلم مستندش «زخمه بر زخم» می بینید که اگر تار زدن بیوک نباشد اصلا بیوک شکوری معنا و مفهومی پیدا نمی کند! موسیقی زمانی بهتر است که از کودکی شروع شود. بیوک آغا از بچگی با تار زندگی کرده و با گوشت و خونش عجین شده است. چه تصویری از آینده دارید؟ من آدم امیدواری هستم چون زمانی که تار را در قوطی مهتابی مخفیانه این ور و آن ور می کردیم همان تار الان در تلوزیون نشان داده می شود. پس پیشرفت کرده و مطمئنا از این هم بهتر خواهد شد. مشکلات همیشه بوده و هست. و اما صحبت پایانی؟ «ماهور» مجله مختص موسیقی است یا چهار چرخ برای خودرو. «آفتاب آذربایجان» جزو مجله هایی است که طیف خوانندگانش وسیع و بزرگ است و واقعیت اینکه دیگر خیلیها در آذربایجان با وجود این نشریه «خانواده سبز» نمی خرند! مجله ای که مرتب انتشار می یابد و به موضوعات مختلف می پردازد طبیعتا مخاطب هم جمع خواهد کرد. این اواخر از چند دکه روزنامه فروشی که آفتاب آذربایجان را خواستم گفتند تمام شده است. من این کلمه را خیلی دوست دارم یعنی آن را می خرند. پس همیشه موفق باشید. ماهنامه آفتاب آذربایجان . آیدین سرداری نیا- هادی نظری خرید اینترنتی سی دی گروه هارای از همین هنرمند خرید اینترنتی کتاب ساواش از همین هنرمند نوشته شده در با نویسنده | بدون نظر » لوطفن اؤنجه اؤزونوزو تانیدین؟ آرزو مختاری، ۶۴ -جو ایلده خزل آیی نین ۲۰-جی گونونده آنادان اولموشام. اصلینده بنابلی یام اما اورادا دونیا یا گلمه میشم. نه زاماندان شعر یازیرسینیز؟ اوشاقلیقدان آتامین کیتابلارین اوخویاردیم. ائله بونا گؤره ده شعره، ادبیاتا تئز یاخینلاشدیم. ۱۰ یاشیم واریدی ایلک شعریمی یازدیم. ایلک دفعه اولاراق آتامین تورکجه نوحه کیتابین اوخوماق منی تورک ادبیاتی ایله تانیش ائتدی. ایلک تورکجه یازدیغینیز شعرینیز یادینیزا گلیرمی؟ بیر پارا یازیلار یازاردیم اما آدین شعر قویا بیلمیرم. یاخشی انشالاریم اولاردی، اؤیرتمنیم کیمسه یه ۲۰ وئرمزدی. من بیر گون اوتوروب قیرخ صفحه انشان یازدیم. اونون خوشونا گلیب منی یازماغا آلقیشلادی. اما دئمک «آغ کپنک لر» ایلک شعریم دیر، چوخ سئورم. هانسی موضوع لاردا شعر یازماغی سئویرسینیز؟ بیرچوخ قونولاردا شعر یازماق ایسته ردیم. چوخ یازارم آما یازاندان سونرا گؤررم سئوگی شعری اولدو. شعرلریمین اساس موضوعسو سئوگی دیر. بیر جوششی شعریمیز وار بیرده کوششی. سیز کوششی شعرله راضیلاشیرسیزمی؟ یوخ، منجه شعر گرک اورکدن گلسین. اؤزومون شعرلریم بئله دیلر. بیر شعریم اولماییب کی، اونو تجربه ائلهمهمیش اولام. اؤز باشیما یاخود یولداشلاریمین باشینا گلن اولایلاری یازمیشام. چوخلاری شعریمی اوخویاندا بونو دوشونوب مندن سوروشورلار؛ دوغرودان بو اولای سنه اوز وئریب؟ اما ایسته رم هر یئرده نظم اولسون. یاشاییشیمدا دا نظملی اینسانام اونا گؤره شعرلریمی اؤزل قالیب ده یازارام. سر بست ده یازارام اما چوخ خوشلامارام. ایلهام آلدیغینیز قایناقلار نهلر اولار؟ چوخ شاعیرلر سئوینج چاغلاریندا یازارلار اما من نه زامان آجی، کدر گؤرسم یازارام. بیر شی دن اینجیسم گرکلی دیر اونو یازام، یوخسا آرام توتمارام. هانسی درنک لره گئدر سیز؟ «انجمن ادبی تبریز» درنه یی ایله خانیم عبدالجبارین ائوینده اولان «کیمیا» درنه یینه گئدرم. درنک لرده گؤزل استعدادلار وار. گنج لریمیز یاخشی باشلاییبلار. بیر زامان واریدی منیم اؤزومه تورکجه یازماق رویا اولموشدو، آما ایندی یئنی یئتمه لرده تورکجه یازیب اوخویورلار. بو آذربایجان ادبیاتی نین یاخشی گله جهیه دوغرو آددیملادیغین گؤسته ریر. بونو دئملی یم گله جک آیدین دیر. «قرنفیل اوچ گول آچار» کیتابینیزدان دانیشین؟ من او اینسانلاردانام کی یازیب ساخلارام و سئومهرم یازیلاریم کیتاب اولسون. بیر دؤنه یولداشلاریم «بهرام سورگون» ایله «یالچین سهند» شعرلریمی اوخوماغا آلدیلار بیر آن گؤردوم اوچوموزون شعریمیز کیتاب اولماقدا دیر. البته من اؤزومو اونلارین یانیندا شاعیر سانمیرم. بو کیتاب اوخوجولار آراسیندا نئجه قارشیلاندی؟ چوخ یاخشی ایدی. ۲۰۰۰ تیراژی اولدو، چوخ تئز ساتیلدی. باشقا کیتابینیز چاپا بوراخیلاجاقمی؟ «سنسیزلیکدن گله جه یم فریادا» آدلی بیر شعر مجموعه سی واریمیدیر. بیرده «قشم نجف اوا»نین بیر کیتابین تورکجه دن فارسجایا چئویرمیشم کی ایکیسیده یاخین گله جکده چاپ اولاجاقلار. آیری آدلا «یاشار کمال»- دان بیر رومان کؤچورموشم. دئملی نثر ساحه سینده چالیشمانیز واردیر؟ بلی. حیکایه، اؤیکو ده یازارام. یالنیز اؤزومه ساخلامیشام گاهدان درگی لرده وورورلار. سیزجه آذربایجان ادبیاتی نین ایندی کی دورمو نئجه دیر؟ یاخشی دیر. گنج لر ادبیاتیمیزا ماراق گؤستریرلر، آما قادین شعری آزدیر. ایندیه دک آغالار، آغالار اوچون شعر یازیبلار، قادین لار دا آغالارا. شعرده گرک قادینلیق گؤزه چارپسین. سیز دئدییینیز سبک ده شاعیرلریمیز وارمی؟ بلی، رقیه خانیم کبیری دوغرودان قادین شعری یازیر. سمیه فیروزی و لیلا شکوریان دا گؤزل یازیرلار. اوره ییزده بیر قونو وار کی اونا شعر یازماق ایستهیهسینیز؟ بلی، سئویرم آذربایجانا شعر یازام. یازمیشام سئومه میشم، هله ده کی هله دیر وطنیمه لایق شعر دئمه میشم. گنج لره نه سؤزونوز اولا بیلر؟ واختلارین هدره وئرمه سینلر. اونلارین اعتیادیندان قورخورام، گؤرنده اللرینده سیگارا وار دیکسینیرم، سیگارا آلیشدیقجا اوره ییم آلیشیر. سون سؤز؟ حیات یولداشیم رضا طاعتی جنابلاریندان تشکورومو بیلدیریرم. شاعیر ایله یاشاماق چتیندیر اما حیات یولداشیم هئچ زامان منی تک بوراخماییب. سیزدن ده تشکور ائدیرم، آذربایجاندا بیر درگی کی نئچه ایل داواملی چاپ اولا آز گؤرموشم. اما «آفتاب آذربایجان» داواملی دیر داواملی دا اولاجاق.
ماهنامه آفتاب آذربایجان – مصاحبه : شیوا حاجی محمدی
مجموعه شعرهای این شاعر را به صورت آنلاین خریداری کنید نوشته شده در با نویسنده | یک نظر »
آقای امیرسپهر این چندمین آلبوم شماست؟ این سومین آلبوم من است. آلبوم اول من «درمان» و آلبوم دوم من «آرزو» نام داشت. این آلبوم هم با نام «غوربت» به بازار عرضه شد. کار انتشار آن چقدر وقت برده است؟ حدود یک و نیم سال طول کشیده است. معمولا پرورش دادن آهنگی که در ذهن دارم زمان براست. انتخاب شعرها، فرستادن به شواری شعر، گذاشتن ماکت ها بعد از تأیید ، فرستادن دوباره برای مجوز، انجام کار نهایی و در نهایت مجوز نهایی پخش جزو این پروژه یک و نیم ساله هستند. تفاوت این آلبوم با آلبوم های قبلی تان؟ اگر دقت کرده باشید، آلبوم اول من حال و هوای سنتی تری داشت. «آرزو» را می توان مدرن تر دانست و این آلبوم هم مدرن تر از آلبوم دوم من است. مدرن بودن به این معنی که نوع شعرها و نوع موسیقی به روز و متناسب با زمان باشد. جوان امروزی زمینه برای موسیقی سنتی ندارد و دوست دارد موسیقی به روزتری بشنود. به طور نرمال در موسیقی آذربایجان همیشه شنیده ایم که تار، کمانچه، نقار، قارمون و این نوع سازها باید باشد. اما من معتقدم اینطور نیست و حتی به علت خلاء موسیقی های پاپ در ژانر آذربایجانی باید به طرف این موسیقی برویم. اما شاید عده ای فکر کنند که شما از موسیقی آذربایجانی فاصله گرفته اید؟ دقیقا. خیلی ها این حرف را می زنند. اما آذربایجانی بودن این موسیقی به نوع سازهای به کار رفته ربطی ندارد و چینش ملودی هاست که موسیقی آذربایجانی را شکل می دهد. بهترین ترانه آلبوم به انتخاب خودتان؟ انتخاب مشکل است اما «غوربت»، «قیزیل گول» و «یادیگار» را بیشتر دوست دارم. این آلبوم ویژگی خاصی دارد که در آلبوم های موسیقی دیگر وجود نداشته باشد؟ همانطور که گفتم واقعا سعی کرده ایم وارد فضای موسیقی پاپ شویم. در جامعه ما معمولا موسیقی پاپ به شکل موسیقی سبک و سطح پایین تحویل شنونده داده شده است. متأسفانه در فارسی و آذربایجانی آلبوم هایی با عنوان پاپ به بازار عرضه می شود که کیفیت لازم را ندارد و همه هم فکر می کنند پاپ واقعا همانی است که وجود دارد. من سعی کرده ام در حد امکان از موسیقی پاپ واقعی دفاع کرده باشم. آلبوم قبلی شما شاد تر بود و بعضی شعرها حالت حماسی داشت. این آلبوم موسیقی حزن انگیز تر بیشتر و شعرهای لیریک دارد. این تفاوت را قبول دارید؟ حزن انگیز که نیست. بعضی از دوستان هم می گویند آهنگ شاد کارکن اما هر آلبوم من بر اساس حسیات من به وجود می آید. آن زمان در آن حال و هوا بودم و الان در این حال و هوا هستم. موسیقی این آلبوم برای مراسمات ساخته نشده است. ترجیح می دهم شنوندگان به تنهایی گوش داده و با موسیقی آن ارتباط احساسی برقرار کنند. ظاهرا اسم شاعر چند مورد از شعرها مانند نییمه گرکدیر را نتوانستید پیدا کنید؟ بعله متأسفانه. خیلی دنبال اسم شاعر گشتم اما هیچ جا پیدا نکردم. این شعر را قبلا شوکت علی اکبرووا به شکل سنتی خوانده بود و ما شکل مدرنتری به آن دادیم. الان هم دنبالش هستم که بدانم شعر از کیست. آلبوم بعدی کی منتشر خواهد شد؟ برای سال آینده برنامه ریزی کرده ام و باید بگویم که آلبوم بعدی من باز هم متفاوتتر خواهد بود. روی جلد این آلبوم هم متفاوت بود. بر عکس بقیه آلبومها ما اثری از عکس خواننده با ژست های معمول روی این آلبوم نمی بینیم؟ همانطور که سعی شده است آهنگ های آلبوم متفاوت باشد، این متفاوت در طراحی آلبوم نیز رعایت شده است. فضای روی جلد به حس و واژه غربت نزدیکتر است. ظاهرا آهنگی هم برای تراکتورسازی کار کرده اید؟ بعله سرود ویژه تراکتور را بر اساس سفارش این تیم تهیه کرده ام. شعر و موسیقی از خودم است و این سرود تک خوان ندارد و همه سرود را گروه کر می خوانند. من با تک خوان مخالف بودم. به نظرم در این موضوع خاص اسم مهم نیست و سرود باید در شأن تراکتور باشد. من به این موضوع به دید مثبتی نگاه کرده ام.
نوشته شده در با نویسنده , معرفی کتاب , نقد کتاب | ۲ نظرات » آذربایجانین گنجه شهری بؤیوک شاعیرلر، صنعت و هونر صاحیب لرینین بئشییی ساییلیر، نسیمی، نیظامی، خاقانی بو دیاردان دیلار، بونلاردان علاوه قادین شاعیریمیز «مهستی گنجوی»- ده ۵۴۰-جی ایلده بو شهرده دونیایا گؤز آچیب اؤزوندن درین معنالی شعرلر یادگار قویوب. مهستی نین آتاسی بیلیجی اینسان ایدی، اونا گؤره ده ائله مهستی نین اوشاقلیق زامانیندان دوز تربیت اولماسینا چالیشییب. قیزی دؤرد یاشیندا اولارکن اؤیرتمن لره تاپیشیریب مهستی ده چئشیدلی بیلگی لر اؤیرنیبدیر. اونون اؤیرندییی هنرلردن بیریده موسیقی دیر، قادین شاعیر چنگ، تار و عودو باشاری ایله چالیب گؤزل سسه مالیک اولدوغونا گؤره اوخویارمیش. مهستی گنج لیکده امیر احمد ایله - گنجه خطیبی نین اوغلو- بیر تمیز سئوگی قوروب بیرگه یاشاییبلار. امیر احمدین روان طبعی واریمیش، شعر دونیاسیندا مهستی ایله آیاق به آیاق گلَرمیش، ایکیسی نین آراسیندا اولان سئوگی مناظره لری ائشیتمه لی دیر. فارس ادبیاتیندا اولان «شهر آشوب» صنعتی نین باشلایانلاریندان مهستی گنجوی دیر «شهر آشوب» شعرلرینده بیر پئشه حاققیندا سؤزلر یازیلار. او ایشله مه یی اینسانا بؤیوک ارزش ساییب. قصاب لیق، حامامچی لیق و اذان دئمک او جومله ایش لردن دیر کی مهستی اونلاری شعره چکییب. سئوگی دن علاوه شعرلری نین اساس موضوعسو ساتیرادیر ساتیرا لاریندا عدالتسیزلییی، خرافه لری نیشانه توتوب دوشمن صیفت اینسانلارلا موبارزه ائدیب. روایت لرده وار بو ایش لرینه گؤره زامانین حاکیمی ایله مهستی نین آراسیندا ضدیت یارانیب، مهستی گنجه دن سورگون دوشوب قاراباغ یولو ایله زنجانا گئدیب بیر مودت ده اوردا قالیب. دئیشلره گؤره مهستی آدلیم عاریف «بایزید بسطامی» ایله گؤروشو اولوب اوندان ائتگیلنیب. مهستی نین روباعی لرینین عیرفانی دوشونجه اولدوغونا گؤره اونون خیام ایله ایلگی سی اولماغی ذهن لرده یارانیب، اما بو قضیه نین صحتی هله بیلینمه ییبدیر. اولا بیلر کی یالنیز روباعی لرینین ایچه رییی بیر اولسون. حتا روباعی لری خیامین روباعی لریندن زنگین دیر ائله بونا گؤره ده قادین شاعیریمیز ایچره بؤیوک روباعی یازان لاریمیزدان آدلانیبدیر. مهستی نین دؤورونده سیخینتیلار واریمیش اودا قادین اولدوغونا باخمایاراق ایسته دییی مضمونلاری یازیب اونلاردان سؤز آچیبدیر. بیر حالدا کی قاباق زامانلار بو ایش آز اولاردی. یارادیجیلیقلاری: مهستی نین فارس دیوانی دفعه لرله چاپ اولوب ادب سئورلرین اللرینه چاتیبدیر. بعضی یازیلارا گؤره مهستی نین باشقا یازیلاری عبیدالله خانین هرات شهرینه حمله سینده آرادان گئدیب. اما یئنی عصیرده آذربایجان ادبیاتچی لارینین چالیشماسی نتیجه سینده مهستی نین یازیلاری ناخجیوان کیتابخاناسیندان تاپیلیب بیر یئره ییغیلیب و «مهستی گنجوی نین رباعی لری» آدلی بیر کیتاب چاپا بوراخیلیب. دئملی یم ایلک دفعه اولاراق بو کیتاب تبریزده ایشیق اوزو گؤروب. مهستی نین فلسفی شعرلری، عیرفان و فلسفه سئونلرین اوره یینه یاتیب، دیل لر ازبری اولوب. نییه کی مهستی شعرلرینده یاشاییشا خوش باخیب چتینلیک لردن آز دانیشیب. مهستی خانیمین اؤلوم تاریخی بللی دئییل، بعضی لرینین سؤزلرینه گؤره مهستی گنج ایکن حیاتین دییشیب.
شیوا حاجی محمدی
مهستی گنجوینین روباعی لر کیتابین بوردان آلا بیلرسیز نوشته شده در با نویسنده | ۲ نظرات »
لوطفن ایلک اؤنجه اؤزونوزو آرتیق تانیدین؟ یئتمیش ایل قاباق کلیبرین دیزمار ماحالیندا عاشورا گونو آنادان اولموشام. ائله بونا گؤره ده آدیمی «حسین» قویوبلار. بیر ایل اوردا دایی مین تشویقی ایله اوخولا گئتدیم. سونرا آذرین ۲۱ ینده تبریزه داشینیب «رازی» اوخولوندا تحصیله ادامه وئرمیشم. یادیما گلیر آت ایله تبریزه گلدیک. سامان میدانی باشدان باشا کروانسرا ایدی، آت لاری باغلایاردیلار اورا. طبیعی ریشته سینده درس اوخویوب ریاضی دیپلومو آلدیم، بیلیم یوردودا انگلیس دیلین اوخودوم، اما عشقیم ادبیات دیر. ۳۷ ایل سورهسینجه اؤیرتمن اولدوم، یئددی ایلین کندلرده و ۳۰ ایل «رازی» اوخولوندا. بونا دا چوخ فخر ائدیرم. تورک دیلینه چئویرمهیه، ندن پروین خانیمین شعر دیوانین سئچدینیز؟ ادبیاتا ماراغیم اولوبدور، دؤردونجو کیلاسی اوخویاندان شعر دئمیشم. اما پروینین شعرلرینه بویؤک عشقیم اولوب و سئومیشم. بو خانیمین شعرلرینده چاپلوسلوق گؤرهبیلمزسن، شعرین چؤرهیه ساتماییب. منده پول قازانماق اوچون کیتاب یازمامیشام. ایسته میشم بو خانیمین شعرلری ائولره گئتسین، حتی خرجین ده اؤزوم قویموشام. «آموزش و پرورش» ایداره سینه دئدیم: امتیاز سیزین اولسون پولویلا «رازی» اوخولوندا کیتابخانا دوزلدین، قبول ائتمه دیلر، بعضی ایشلر توفیق ایستر کی هر کسده اولماز! بو چئویرمهده گاهدان وزن سینیقلیغی گؤرونور، سیزجه سببی نه اولا بیلر؟ من پروینین شعرلرین بیت بیت چئویرمه میشم. پروینین شعرین اوخوموشام هر نه ایلهام اولوب، هر نه شعریندن دویموشام قلمه آلمیشام. داها شعری قالیبه دوزمه میشم. منجه بو اؤنملی دیر کی سؤزلر اورکدن چیخان اولوب. اعتصامی نین هانسی شعری نین هم تورکجه سین هم فارسجاسین بیهنیرسینیز؟ شعرلرینین هامیسی گؤزل دیر. شعرلری دیرلی دیر هامی نین یانیندا اوخویا بیلرسن اما «الماس و زرگر» آدلی شعرین چوخ سئورم. البته بوتون شعرلرین خوشلارام. بو ایش نه قدر زامان آپاریب؟ ایکی ایل چکدی بو کیتابی یازدیم. اؤیرتمن لیکدن بازنشست اولاندان آیری پئشه دالیسیجا گئتمه دیم، باشیمی ادبی ایشلره قاتمیشام. بو کیتابین میللت طرفیندن قارشیلانماسی یاخشی اولدومو؟ دئدیییم کیمی هئچ ناشیر ایله قراردادیم یوخدور. ساتمامیشام. تکجه ایکی یوز دنه سین یولداشلارا هدیه وئرمیشم. لوطفن باشقا ادبی ایش لرینیزدن دانیشین؟ فارس و تورک دیل لرینده شعرلریم اولوب. بعضی شعرلریم تبریز بیلیم یوردونون چیخاردیغی «تبریز و پیرامون» آدلی بیر مجموعه ده چاپ اولوب، بیرآزی دا «نغمه های تبریز» ده یاییملانیبدیر. «سنگام» آدلی بیر هند فیلمی وار کی فیلمی چوخ سئورم. ۱۹ دفعه باخمیشام! و بو فیلمی نظمه چکمیشم. «آنچه مردان باید بدانند» و «آنچه زنان باید بدانند» آدلی یازیلاریم وار کی شعر قالیبینده یازمیشام. «ملانصرالدین»-ین حیکایه لرین باشلادیم نظمه چکم ۱۰ دنهسین یازدیم قالانی هله قالیب. گله جکده نه ایشلر گؤرمک ایستهییر سینیز؟ قصدیم وار نیظامی نین دیوانین تورک دیلینه چئویرم و توفیق اولسا ملانصرالدین مجموعه سینین آردین یازام. یاشاییشدان ایسته یینیز نه دیر؟ رازی اوخولوندا بیر سالون یا کیتابخانا ووراماق ایسته ییرم. البته مسئول لار سؤز وئریرلر آما دالیسی گلمیر. بیلدییینیز کیمی بو منطقه محروم قالیبدیر و بو قشره خیدمت ائله مک سعادت دیر، فعلن بورا جان آرزیما چاتمامیشام. بو اوخولون بعضی شاگیردلرینین یوخاری مقاما چاتماسی سئویندیریجی دیر، دوکتور پهلوان زاده، جواد پسیان، دوکتور پاژنگ، پروفئسور موسوی، سرهنگ جهانگیری اؤز شاگیردلریم اولوبلار. و سون اولاراق بیر خاطیره نیزی بویورون؟ اؤیرتمن لیک زامانی خاطیره ایله دولودور. منی بازنشست ائله یه نی حلال ائلهمهرم، ایندی ده گئدیب درس وئرهرم! یادیما گلیر کیلاسلارین یاریسین اوشاقلارین دردینه یئتیشردیم؛ نییه یوبانیسان؟ نیه حالسیزسان؟ شاگیرد لریمین چوخو باشماقچی ایدیلر. بیر ساعات تئز یولا سالاردیم گئدیب ایشلرینه یئتیشه لر. اما بیر خاطیرهم وار هئچ زامان یادیمدان چیخماز، کندلرین بیرینده درس وئریردیم، انشاء کیلاسیندا موضوع اولاراق دئمیشدیم یازسینلار؛ «آتامیزا گؤره وظیفه میز نه دیر؟» اوشاقلارین بیرینه دئدیم یازدیقلاریوی اوخو، تاسفله یازمامیشدی. سوروشدوم نییه یازماییبسان؟ دئدی: آخی بیر موضوع دئییبسن کی یازانمادیم، آنادان اولاندان آتامی گؤرمه میشم، آتا محبتی دویمامیشام. نییه بو ایشی گؤردویومه چوخ کدرلندیم. اوشاق اینجیمیشدی. او زامان دان انشاء کیلاسلاریندان آجیغییم گلر. ایندی ده او گون یادیما دوشنده کدرله نه رم.
مصاحبه آپاران : شیوا حاجی محمدی
نویسنده : حسین پسیان تعداد صفحه : ۲۰۴ زبان : تورکی آذربایجانی تاریخ انتشار : ۱۳۸۵ قیمت : ۴۰۰۰ تومان نوشته شده در با نویسنده , معرفی کتاب | یک نظر »
اؤنجه اؤزونوزو بیزیم اوخوجولاریمیزا تانیتدیرین؟ من حیدر میرزایی، تازا کندده آنادان اولوب، ائله اوردا یاشاییرام. ایشیم دمیرچی لیک دیر. ائله اونا گؤره ده بیله مه دمیرچی اوغلو دئییرلر. اوتوز یاشیم وار. ایلک کیتابیزا گؤره آرتیقراق دانیشین؟ مهستی گنجوی روباعی لری ایلک یازدیغیم کیتاب دیر کی عزیز عمی اوغلوم جعفر پروایی له کؤچوروب ، چاپا یئتیرمیشیک . بو کیتابی عمی اوغلوم اوردوبادین کیتابخاناسیندان بیله مه گتیرمیشدی. کیتاب کیریل دن عرب الیفبا سینا کؤچورولوب. بو کیتاب عزیز اوستادیم بهروز ایمانی جنابلارینین امه یی و محبتی له ایشیق اوزو گؤروب . بوردان اونلارا درین قوللوغومو بیلدیریب ، یاشاییشیم دا اؤیودلری قولاغیمدا سیرغا دیر . چاپ اوچون باشقا کیتابینیز وارمی؟ بو زامان دا آیری کیتابیم دا وار کی اوستونده ایشله ییرم. بو کیتاب آتا- بابا سؤزلرینین ایلک بؤلومودور. بو کیتاب چوخ گئنیش دیر. بیرینجی جیلد ده اون مین دانایا یاخین آتا-بابا سؤزو اولا بیلر. اللی صفحه جه مقدمه سی وار کی آتا- بابا سؤزلرینه گؤره دیر و اونلارین قیرامئر و باشقا مرتبط مسئله لری حاقدادیر. بو کیتاب قیشا کیمی چاپ اولاجاق. بو کیتابین توپلاماغین ۱۳۷۹-دان ایلک اؤز کندیمدن سونرا دا باشقا کندلردن ، سونرالار دا تورکمن لر و قاشاقای لار ایچینده گزیب ، توپلامیشام . کیتابلارین خرجین اؤزوز قویوبسوز؟ بعلی. هئچ بیر انتشارات ایسته میر بوجور کیتاب لارا هزینه قویا. سرمایانین قاییتماماسیندان قورخورلار. هزینه سین عمی اوغلوم ایله با هم قویموشوق. بو کیتابدا عمی اوغلوزون آدی وارمی، ایکیز بیرلیکده کؤچوروبسوزمو ؟ بعلی، جعفر پروایی منیم عمی اوغلوم، بو کیتابی هم منه گتیریب، همده کؤچورمه سینده یاردیم ائدیب. ساتیشی نه جور دور؟ کیتاب سرگی سینه یئتیرنمه دیک. ۷۰- ۸۰ دانا یئتیشدی کی اودا ائله ایلک گونلرده قورتولدو. ایندی ائشیک ده واردیر. دئمک اولار بیر آیدان آز زاماندا یاریسی ساتیلیب. آتا- بابا سؤزلری کیتابی نین خرجین اؤز جیبیزدن قویاجاقسیزمی؟ گؤرک نه جور اولور. بیر- ایکی انتشارات سؤز وئریبلر چاپ ائله سینلر. من بو کیتابین اوستونده چوخ زحمت چکمیشم. بیر آتا- بابا سؤز وار «دان اولدوزو شاهیدیم دیر» منیم ده گئجه دن سحره جه یاتماییب، ایشله مه ییمه، دان اولدوزو شاهید دیر. ایسته میشم ائله ایش اولسون کی تای سیز اولسون. چوخلاری دئییرلر تورک دیلینده سکگیز مین آتا- بابا سؤزو وار. آما من اونون ایکی قاتین ییغمیشام. سیزجه بیر یازاردان نه جور حمایت ائله مک اولار؟ ایرشاد ایداره سی گرک حمایت ائله یه. بیر آز حمایت اولسا، بو اؤلکه ده چوخ بؤیوک یازارلار وار. اینشا ا… حمایت اولسا، لاپ چوخ ایشله ریک. حمایت اولونماسادا یئنه … یئنه ایشله ریک؟ (گولور) بیر آتا- بابا سؤزو وار دئیر: «آت لا ایگید اؤلونجه ایشله یر» بیزده ائلیمیزدن، دیلیمیزدن اؤتور یئنه ده ایشله ریک. نه اولاجاق ! کندیزده سیزدن سوای باشقا شاعیر، یازیچی وارمی؟ ایندیجه مندن سونرا باشقا یازیچی یوخدور. تازا کندلی اولماغا ایفیتیخار ائله ییرسیز؟ چوخ!… کندده یاشادیغیما گؤره آتا- بابا لاریمیزین دب لرینه داها چوخ یاخینام. تکجه کنددن قالخمالیدیم. جالیبدیر دئییم ، بیر سفر تازا یازماغا باشلایاندا کندیمیزین اللی دانا آتا- بابا سؤزون توپلاییب وارلیق درگی سینه یوللاماق ایسته ییردیم. سحر اذانی اولدو آما من اللی دانا یازانمادیم، اینانمازسیز صاباحیسی چؤله گئدیب، آخشاماجا اوندان بوندان دانیشاندا دؤرد یوز دانا، آتا- بابا سؤزو ییغدیم. باشقا سؤز ؟ بیزیم بوردا بیر تپه میز وار. بو تپه نین آدی «یانیق تپه» دیر. اونا قارا تپه، کول تپه ده دئییرلر. میراث فرهنگی ایداره سیندن ایسته ییرم گلیب بو تپه نین حدودون مشخص ائله ییب، اونا صاحاب چیخسینلار. بیر سئری قدیم لر انگلیس لیلر گلیب بورانی سؤکوب، چوخون آپاریبلار. بوردا سومئر تمدونوندن قدیم تمدن یاتیب دیر. بو تپه چوخ عجاییب تپه دیر. گرک قوروقلانا. سون سؤز ؟ آللاهیم ایرسه منیم یؤنومدن آنا دیلینه ، آنا ائلینه ، آنا سوتونه ، آنا سؤزونه زاوال توخونسا اؤلمه ییم قالماغیمدان یاخشی دیر . نوشته شده در با نویسنده | یک نظر » «باغیشلایین گلنمیرم اورا، گرفتارچیلیق قویمور، آخی بازنشسته اولموشام!» ائله بو سؤزلردن دوشونورم کی دوغرودان طنز یازان دیر. چوخ چکیجی دانیشیغی وار هر بیر جومله سینده حتمن اؤزل بیر کلمه سی واردیر کی مین لر معنا یاتیر. «منصور خانلو» آذربایجانین آدلیم طنز یازانلاریندان دیر، ساتیرا اونون قانیندا، روحوندا اوتوروب. ایلک سؤزلرین ده دئییر: گرفتارچیلیق، سوروشورام اوستاد سیز کی بازنشسته اولموسوز؟ سیز نه یه ؟ دئییر: «بازنشسته لرین آدی پیسه چیخیب، مثلا ایش لری یوخدور آما اویانا قاچ بویانا قاچ. هله «حمیده» ده اولموشام! دوننه دک «با زن نشسته»، «فرمانداری زنجان» بوگون ده «حمیده!» آخی بیلیرسیز چیخیرام چؤرک آلام خانیم دئییر حمیده ( همی ده !! ) سوت آل، حمیده گؤی آل، اونا گؤره باش قاشیماغا واختیم یوخدور.» خانلو ۱۳۲۶-جی ایلده ماراغا شهرینده آنادان اولوب آما اصلیتی سرسکندلی( هشتری ) دیر. سونرالار تبریزه گلیب تحصیلاتین ادامه وئریب «هنرهای زیبا» رشته سینده درس اوخویوب. دئییر: «اوندا نقاش آز ایدی، ایندی ماشالله اولسون چوخالیب هامی بیر بیرین رنگله ییب اللی آلتمیش میلیون آلیرلار!!». ایل یاریم میللی اوخول لاردا انگیلیزجه اؤیرتمنی اولوب ۱۳۵۰-جی ایلدن ده تربیت کتابخاناسیندا کتابدار اولوب، اؤزو دئمیشکن ایندی ده «حمیده» اولوب ! یازدیغی کیتابلاردان سؤز آچیریق: «او گون اوتوردوم سایدیم اون ایکی دنه کیتاب مرتکب اولموشام! یادیمدا قالانلار! اونلارکی یادیمادی سیزه دئییرم: ۱۳۵۶-جی ایلده کیتاب بازارچاسیندا تاپیلان کیتاب نئچه قیسا ناغیلا شامیل ایدی «روزهایی که بابا نان می داد» آدیلا. اؤزومده هئچ بیردنه ده او کیتابدان قالماییب. ایندی نه قدر خیاوان قیراغینداکی کیتاب ساتانلاری آختاریرام تاپا بیلمیرم. سونرا رحمتلیک صمدین «۲۴ ساعت در خواب و بیداری» کیتابین تورک دیلینه چئویردیم. بیر جیبی کیتاب «در خلوت شب آدیندا» عرفانا راجع دیر. اسماعیلیه فرقه سینه عاید اولان «عقاب سفید» آدلی کیتاب یازمیشام. بیردانا «خودآموز زبان آذربایجانی» آدیلا کیتابیم وار کی محاوره ای حالتده، مکالمه اوچون تالیف ائله میشم. بونو تلاش انتشاراتی چاپ ائله دی. بیریده «بویونون بایاتی لاری» آدیندا ماوی جیلدی اولان تورک دیلی نین گؤزل بایاتی لارین توپلامیشام. ایلک بؤلوموده «بویونون دانیشیقلاری» دیر. بیریسی ده «بهلول می خندد». مطبوعاتا مقاله زاد وئررم «مهد آزادی» ایله «عصر آزادی» ده آرش آزادین توسط ایله چاپ اولار. «اونودولموش ماهنی» دا سون کیتابیم دیر.» اوستادین باشقا کیتابلاری دا وار کی مجوز آلینیرسا ایشیق اوزو گؤره جک لر : «کیتابلارین بیری نین آدی «سؤز سؤزو گتیرر، آرشین بئزی» دیر. تورک دیلینده اولان گؤزل اصطلاح لار. آتا- بابا سؤزلری یازمیشام. ضرب المثل لرده، هر میلتین فولکلوروندا سمبل لار فرق ائله ییر. اؤرنک اوچون تورکی ده دئییریک: آج تویوق یاتار یوخودا داری گؤرر. فارسلاردا دییه رلر: شتر در خواب بیند پنبه دانه. ایکی سی ده بیر یئرده ایشله نیر. بو کیتاب چوخ ساده و اؤز آرامیزدا دانیشدیغیمیز دیلده دیر. بیلمیرم نییه دئییرلر به اینسان ساده دانیشسا کسرشأن اولار. بو کیتابلاردا گؤزل سؤزلر وار. فرض بویورون بیر نفرین سؤزون بیه ننده دئیریک «باس بورا» همان کی فارسلار دئیررلر «بزن قدش». بونلاردان آز یازیلیب، گئدیب یئکه - یئکه سؤزلر یازمیشیق. بیری ده مکتب های «فل سفیه» آدیندادیر.(اوستاد بوردا دئییر فلسفی یوخ ها فلسفیه!!! ) یومیه درگیرلیقلاردان دیر. اؤرنک اوچون بیر مجلسه گئدیسن دوروب گلنده کوتوموزو چکیر، کؤینه یی جیریرسان من اؤلوم ایلش. همان آدام فرمان دالیسیندا اوتوراندا بیر قاریش یول وئرمیر هئچ، باشین ماشیندان چیخاردیر ائشی یه یامان دا دئییر» خانلونون نظرینه ایندی اینسانلار «مازالاق» اولوبلار. گونده لیک گرفتارچیلیق لار اینسانلاری گیج ائدیب باخیرلار اما گؤرمورلر. بیر یازی سی وار «گرفتاری های توبره یی» آدیندا کی فرنود جنابلاری عصر آزادی دا چاپ ائدیب بو قونویا اشاره ائمیشدیر. سؤزلری نین تصدیقینده بیر حکایه شاه عباس دان گتیریر. دئملی شاه عباسین بیر ییرتیجی پیشی یی واریدی تامام قوشلاری حتا یئکه قوشلاری بوغاردی. بیر گون شاه دئییر کیمسه بیر قوش گتیره کی منیم پیشی ییم اونو یئمه یه پیشیک آغیرلیقدا اونا قیزیل وئره جه یم. بیر کئچل واریمیش - کئچل ده زرنگلیک سمبلی دیر- بو یاریشا حاضر اولار. او تکجه شاه عباسدان ایسته ییر بیر دقیقه پیشییی وئره اونا. پیشییی آلیر آپاریر عباسینین آلتینا سونرا قویور یئرینه. یاریشما باشلارکن کئچل بیر کیچیک قناری نی قویور پیشییین قاباغینا. پیشیک هئچ یئریندن ده ترپشمیر. کئچل یاریشمانی اودور. شاه عباس دئییر: نه ائله دین منیم پیشیییمه؟ کچل دئییر: بیر دقیقه ده عبامین آلتیندا اوقدر توولادیم کی نئچه دقیقه یه جه هئچ گؤرمه دی قاباغیندا نه وار. اوستادین نظرینده ایندی اینسانلارین دا حیکایه سی بودور . اوستادین اوچ اوغلو، ایکی گلینی وار. نوه لری ده اوغلان دیلار: «قیز اوشاغی رحمت دیر کی تاسف له، نه اوشاقلاریم نه نوه لریم قیز دئییل لر. کیمسه آتا- آنایا قیزین یئرین وئرمز. اوغلان قویوب گئدندیر اما قیز همشه آتا- آنایا قالار» اوشاقلارینین بیری مهندس، بیری حسابدار، کیچیک اوغلودا موسیقی ساحه سینده چالیشیر. دئملی اؤزونه چکه نی یوخدور. شوخلوقجا دئییر: «کیچیک اوغلوم، نیما ایسته دی منه چکه، بؤیوک اوغلوم قویمادی. بیر سؤز دئدیم یوگوردو اوستومه منه چکسین. توتدولار بیله سین، قویمادیلار!!» نئجه کی دئدیک اوستادین طنزده بتر الی وار. او طنزه گؤره دئییر : «طنز گرک تشویش خاطیر گتیره، گولدورسه ساتیرا دئییل! بیری گولسه ده گرک تئز پئشمان اولا. اما فکاهی گولدورر. ائله همن کی ایندی جوک دئییرلر. آدام ایچه ریدن پاتلایاندا گرک یازا، بیری نین باشینا گلن ایشدن. ایمکانی وار هامی بو ایشی گؤره، بورادا دیرکی ساتیرا درده دَیر». اوستاد اؤزو دئییر: «کیتابلاریما نظریم یوخدور کی ساتیرا دیر یا فکاهی. اوخویانلار گرک آچیقلاییب نظر وئره لر اما ایسته مه میشم یالاندان گولدورم، ساتیرا یول آچان دیر فکاهی اورک آچان». دوزدور هر اینسانین بیر دونیاسی وار، باشقالاری ایله ده فرقلی. اما بو کیشی نین اؤزل دونیاسی وار، باشقا جور یاشاییر و اینسانلارا باشقا جور باخیر و نهایتده یاشاییشا فرقلی باخیر: «جماعت ائله زادلاری بدیهی توتورلار کؤکونه گئدنده آی گولمه لی دیر» ایندی کی تشریفاتلارا، ایلگی لره اونون منفی باخیشی واردیر. خانلونون نظرینه ایندی مثلن «عصر ارتباطات» دیر اما مردم بیر بیریندن اوزاقلاشیب. اینترنت، موبایل، عاطفه لری آرادان آپاریب. دئییر: «قدیم لر بیرین کؤنلون ایسته ینده بو ایکی قیچین لا گئدردین قاپیسینا اوز - اوزه، گؤز - گؤزه اولوب قاییداردین، اما ایندی الو، سنی سئویرم. قوربانام، حتی نیفرتیده تلفن دالیسیندا گیزله ده بیلرسن». اینسانلارین گونده لیک ایش لرینده بیر ایکی دادلی - دوزلو سؤزلرینه دیقتینیزی جلب ائدیرم کی «بویونون دانیشیق لاریندا» کیتابیندا گلیب: - ائویز هاردادی؟ - باهاردا - بس رنگین نیه سارالیب؟! هارا گئدیرسن؟ - گئدیرم باشیمی ایصلاح ائدم. - اللی ایل دیر اوستون ایصلاح ائدیرسن بیر یول دا ایچری سین ائله! خلق اوستادین شعر لرین بیه نیرلر و بعضن باش تاپمادیقلاریندا سوروشورلار. خانلو دئییر: «بیر دؤنه یولداشیمین باجیسی کیتابیمی اوخویوب دئدی: نییه آداملارا بوجور باخیرسیز؟ دئدیم: آداملار ائله بئله دیلر!. یا مثلن شعریم وار کی دئییر : دوردوم فوتبالا گئتدیم/ ووردولار گلا گئتدیم/ غم، خیاوان سالاندا/ ییخدیلار یولا گئتدیم. بیر یول بیر نفر سوروشدو یانی نمنه؟ دئدیم: هر زادی کی دئمک اولماز. اؤزون فیکیرلش!! گنج لر بیلمزلر اونلارین کی یاشی بیرآز یوخاری گئدیب بیلرلر نه دئمیشم». سؤزون دوزو بیزده بو شعردن باش تاپمادیق!! «اونودولموش ماهنی» اوستادین سون کیتابی دیر کی الیمزده دیر. اونا گؤره دئییر:«بیر نقض غرض ائله ییم، دوزدو چیخوف دئییب تکجه احمق لر تعجب ائدرلر، آما من اؤزوم بو کیتابدا تعجب ائله دیم. چاپدان سونرا گؤردوم آز سانسور اولوب تعجب ائله دیم!!! اما «ای ساربان» شعریمده: «نفتیم گئدیب / پوسته گئدیب / یئردن چیخان اوستدن گئدیب / بیرجه قالان اینیمده کی ییرتیق تومانیم دیر گئدن» حذف اولوبدور. بیلمیرم نفته خاطیر یوخسا تومانا گؤره حذف اولوب!!» بوردا دئملی یم کی اوستادین دانیشماسین گرک ائشیده سیز یازماغیلا سؤزلری نین دادی بللی اولمور. یازی نین ایلک سطیرلرینده اوخودوغونوز کیمی اوستاد ایل لر بویو «تربیت کیتابخانا سیندا» چالیشیب خانلو جنابلاری نین آدی بو کیتابخانایا گئدن لرین دیلیندن دوشمور. اونلار شیرین خاطیره لری بو بؤیوک کیشی دن سینه لرینده ساخلاییب لار. چوخلاری ایندی ده اونولا ایلگی لرین قیرماییب، علاقه باغلاییب لار. اؤزو دلیلین بئله آچیقلاییر: «او شئی کی اؤزومه بینمیشم هامی یا بینمیشم، بیرزادی دا سئومه سم کیمسه یه ده سئومرم. نئچه ایل دیر بو توپراقدا یاشاییرام. چوخ اداره لره ایشیم دوشوب بئش دقیقه ده گؤرولن ایشی بیر آی دا گؤروبلر. او اوتاق دان بو اوتاغا، اورادان بورا … اما من ایشیمده بئله اولمامیشام. بیر کلامدا: اؤز باشیما گلن ایشلری آیری سینین باشینا گتیرمه میشم» دئملی یم او زامانلار ایندیه تای کامپیوتر یوخودو. اوستاد دا کیتابلارینین هامیسین اوخویوب حافیظه سینه وئرمیشدی. هر قونودا کیتاب ایسته ین اولاندا تئز کیتابین سوراغینا گئدیب، گتیرردی. اؤزو دئییر :«گرک ده بئله اولایدی. بیر آتا یا آنا اوشاغی نین تربیه سینه مندن کیتاب ایسته سه گرک کیتابی اوخویوب باشا دوشئیدیم سونرا وئرردیم. ناتاراز کیتاب وئرسه ییدم، اولا بیلردیکی اوشاغین گله جه یینه پیس تاثیر قویا، کیتابدار بئله اولمالیدی اما توصیه ائله میرم. ایندی او ماجال یوخدور بیر بئله کیتاب اوخویالار. من اؤزوم ده گوندوزلر کیتابخانادا اولاردیم کیتابی گتیریب گئجه لر ائوده اوخویاردیم. بیرده من گؤرردیم بیر نفر ائشیکدن گلیب وجودو دولو هووشنه، استرس ایله بیر گولمه جه ایله یا لطیف دانیشیق ایله اونون یئلین آلاردیم. ایلگی لرده متقابل دیر. گؤرردیلر یاخشی داورانیش ائدیرم دوست اولاردیق. چوخلاری دئیه ردی سنه ایرادتیم وار. دئیه ردیم ریشتن نه دیر؟ جانور شناسی اوخوموسان!!؟» قوجامان یازیچی و کتابدار ایندی آیدا بیر سئری کیتابخانایا گئدیب ایسته دییی کیتابی آلیر : «من گئدنده، مخزنه گئدرم کیتابی گؤتوره رم. منه اوردا حؤرمت ائدرلر، بعضی لری تانیرلار اما یئنی امکداشلار یوخ .گهی زین به پشت و گهی پشت به زین دونیانین رسمی دیر». اینسانلاریمیزدا آراسیندا مطالعه نین آزلیغیندان دانیشیریق : «یوخ ایندی، اوخویان لاپ چوخالیب، باهالیق میللتی ائله فیشارا قویوب کی هامی اؤز اؤزونه اوخویور. زمانه جماعاتی کیتاب ائله ییب کیتاب کیمی بوکوب، بیری ایسته ییر بونلارین اؤزون اوخوسون!!» اونون ایندی کی کیتابدارلارا اؤنریسی بودور کی ایش لرینه عشق لری اولسون، صمیمیت له چالیشسینلار. بیرده هردن اؤزلرین قویسونلار کیتاب ایسته ینلرین یئرینه. بازنشسته لیق امان وئرسه اوستادین بوش واختی دا اولار. او بوش واختلاری بئله دولدورار: «من بوش واخت لاریمی فرشه باخارام !! اوتورارام ائوده کؤهنه فیلاکسیم وار،چای ایچیب، سیگار چکیب فرشه باخارام! گاهدان دا اؤلویه باخارام». بو سؤزونه گؤره بیزیم هویوقمامیزدان الین دیزینه ووروب اوجادان گولوب دئییر: «بالا، بئکارچیلیق دان فرشین گول لرینه باخارام، بیر یئکه آینا دا وار ائوده گاهدان قاباغیندا دوروب اؤزومه باخارام بیرده کی دئدیم دا حمیده اولموشام». خانلونون بو ایش لری رحمتلیک سرداری نیا جینابلارینا دا جالب گلرمیش. اوزاقدان اوستادی گؤرنده دئیه ردی منصور ایندی نه ائله ییرسن؟ گئنه فرشه باخیرسان یوخسا اؤلویه؟!! یازارلار چوخ چای ایچیب سیگار چکرلر بو سؤز بورادا تصدیق اولونور. خانلو جنابلاری دئییر: «۱۳۴۷-دن سیگار چکه رم. یئره ده قویانمیرام. دؤکتور سرابی پور بیر سئری دئدی: سیگاری قوی یئره گل احوالا. منده سیگاری قویدوم یئره، نم نه قدر موکت دن یاندی!! گئتدیم دئدیم: آخی قویدوم یئره موکت یاندی به !! منه آجیقلی باخیب دئدی: سندن آدام اولماز چیخ ائشی یه. دئدیم: اونو بیلیرم تازا سؤزون وار دئنه. بوردا دئییم کی زیر سیگار دا یاخشی بیر زاد دیر!!» اوستادین، اوستاد کریمی و شهرک جنابلاری لا دا ایلگی سی وار. دئییر: «کریمی بیزیم افتخاریمیز دیر، سیزین یادیزا گلمز اونون شعرلری انقلاب دان قاباق دیللر ازبری ایدی. شهرک ایله ده بیر بالاجا دووران کئچیرتمیشم. شریف اینسان دیر.» استاد خانلو تربیت کیتابخاناسیندا ایشله ییب. همان یئر کی رحمتلیک پروفسور فرزانه اورانین رئیسی ایدی. مونتسکیونون بو سؤزون اوستاد فرزانه یه گؤره تعریف ائدیر:«بیر گؤل درین اولدوقجا آرام اولار. چوخ بیلن، آز دانیشان، دولو بیر اینسانی ایدی. آللاه رحمت ائله سین. انقلاب دان قاباق «بایاتی لار» کیتابی یاییلدی، ائله او زامان چوخ آد چیخارتدی». قوجامان یازار دان بیر جالیب خاطیره یه سیزلری قوناق ائدیرم: «جنگ گونلری دی، کیتابخانانین زیرزمینینده گیزله نردیک بیر گون های - کوی دن سونرا بیر نفر گلدی «جنگ و صلح» کیتابین تولستوی دان ایسته دی. دئدیم: جنگ نه قدر ایسته سن وار اما صلح بو تئزلیکده یوخدو!» گنج لره سون سؤزون ایسته دیم دئدی: «ساخلا آی آخیری حسابلاشاریق!! آخی نه دئییم ایندی گنج لر منه درس اؤیردیرلر!! »
مصاحبه آپاران : شیوا حاجی محمدی خرید اینترنتی کتاب اونودولموش ماهنی از این نویسنده نوشته شده در با نویسنده , معرفی کتاب | ۲ نظرات »
حاصل سفر ساعدی به ایلخیچی دو کتاب شد. کتاب اول مستندی در مورد این شهر و مردمانش بود. اما کتاب دوم داستانی است بر اساس یک روستا به نام بَیل که امروز روی تابلو اسمش را به صورت “بیگلو” نوشته اند. روستایی که معلوم است بسیار کوچک بوده و بعد از این همه سال و ساخت و ساز باز هم نسبت به بقیه جاها کوچک مانده است. اولین سؤالی که به ذهن میآید این است که بین آن همه روستا در آنجا چرا بَیل ؟ آیا ساعدی چیزی در بَیل دیده که باعث شده است حوادث داستانهایش در این روستا نوشته شود ؟ سؤالی که جوابش را هیچ جا پیدا نکردیم. این کتاب تا اوایل انقلاب ۱۲ بار تجدید چاپ شده است. در واقع کتاب در اوج پیشرفت ادبیات ایران ( دهه چهل ) نوشته شده است و در کنار نویسندگان غول آن زمان و کتابهای غولترش خوش درخشیده است. بعد از مدتی با شروع سانسور شدید در کتابها، ادبیات کشور کم کم دوران اوج خود را پشت سر گذاشت و در سراشیبی قدم گذاشت. به طوری که بسیاری از نویسندگان ممنوع القلم شدند و بسیاری از کتابها کلاً ممنوع الچاپ شد. کتاب از هشت داستان تشکیل شده است. همه داستانها از نظر شخصیتها و مکان ثابت هستند اما زمان و موضوعات فرق میکنند. همین سبک خود کمک میکند تا همه بتوانند از کتاب لذت ببرند. اگر شما داستانی را نخواندید ممکن است رد شده و داستان بعدی را بخوانید. یک داستان را از دست میدهید اما مانند سایر رمانها کتاب را کلاً زمین نمی گذارید. گرچه بعید است که بخواهید این کار را بکنید. داستانهای کتاب بسیار ساده هستند. آنقدر ساده نوشته شدهاند که حتی چیزهای عجیب را هم در لابلای آن به سادگی باور می کنید. آنقدر جذب داستان شیرینش میشوید که اصلاً نمیتوانید وقت خود را صرف فکر کردن به منشاء یک بیماری عجیب و اینکه آیا واقعاً این بیماری هست یا نیست ، بکنید. شاید این هنر ساعدی باشد که سادگی و تکنیک بالای داستان نویسی را در یک جا جمع کرده است. حتی در همین سادگی و در موضوعات ساده اتفاق افتاده در روستا نیز میتوان رگههایی از مشکلات کلان کشور را دید. شخصیتهای اصلی داستان را در هر روستا و مکانی میتوان دید. شاید «اسلام» به عنوان مغز متفکر ده و داستان، شخصیت اصلی باشد. شخصی که مشکل گشای مردم است. یک گاری دارد که همیشه به درد میخورد، سازی دارد که مردم را شاد میکند و مهمتر از همه عقل و شعور بالایی که باعث میشود تمام معماها به دست او باز شوند. بعد از او کدخداست که مدیر روستا به حساب میآید. اما او نیز همیشه چشمش به دهن اسلام است. حتی گاهی اوقات بدیهیترین چیزها را دوباره از اسلام میپرسد تا مطمئن تر شود. کدخدا آدم بدی نیست . به درد بخور و مثبت است اما شاید بدون اسلام نتواند گلیم روستا را از آب بیرون بکشد. به همین خاطر است که در داستان آخر و هنگام رفتن اسلام عزا میگیرد که با رفتن تو من چکار باید بکنم. آدمهای دیگری هم در روستا داریم. شخصیتهایی مثل مو قرمز که معمولاً در هر روستا و منطقه نمونههایی از این انسانهای عجیب هست که دارای مشخصات ظاهری متفاوتری از ما هستند. یا ریش سفیدهای روستا و زنانی که نقشهایی در داستان دارند. البته انسانهای منفی نیز در این داستان وجود دارند. و واقعیتر اینکه این نوع انسانها اغلب در کارهای بد خود موفقند و تا آخر داستان حضور دارند. مشهورترین شخصیت منفی پسر مشهدی صفر است که همیشه میتواند مستعد یک جنایت یا ظلم باشد. و البته نباید سگ معروف بَیل را نیز از یاد برد. مکانها هم ثابت هستند. بَیل که روستای اصلی است. روستای همجواری به نام سید آباد دارد و روستای بزرگتری به نام خاتین آباد. یک روستا به نام پوروس هم هست که تقریباً تمام اهالی آن دزد هستند و از راه راهزنی و دستبرد دیگر روستاها گذران می کنند. داستان اول شما را به خوبی با روستا و شخصیتها آشنا می کند. داستانی ساده از زن کدخدا که به شدت مریض است و قرار است به بیمارستان شهر رسانده شود. شوهر مرگ زنش را قبول کرده است اما نمیتواند به بچه بگوید. داستان دوم داستان مرگ ملای روستاست و اینکه باید برای دفن او ملای روستای همجوار را به بَیل بیاورند. اما ملای آنجا هم مریض است . در داستان سوم توفان و قحطی منطقه را تهدید می کند. به طوریکه اهالی برای تهیه سادهترین خوراکی ها و سیر کردن خود مجبور به رفتن به روستاهای دیگر و حتی دستبرد به پوروس ( روستایی که خود از بقیه دستبرد می زند) هستند. داستان چهارم شاید مشهورترین داستان این کتاب باشد. داستان گاو مشهدی حسن که میمیرد و مصیبت اهالی روستا شروع می شود. مشهدی حسن که به شدت وابسته به این گاو است دچار روانپریشی شده و خود را گاو تصور می کند. داستان پنجم، پناه دادن یک سگ رانده شده توسط یکی از اهالی است که به دلایلی واهی و حتی حسادت همه تصمیم میگیرند تا سگ را از بین ببرند. ششمین داستان پیدا شدن یک شئی بزرگ نظامی توسط اهالی است که به روستا آورده شده و باعث دستگیری چند نفر از اهالی و دردسرهایی می شود. در نهایت هم معلوم نمیشود که این شئی چه میتواند باشد. داستان هفتم تبدیل شدن مو قرمز به جانوری است که دچار بیماری عجیبی شده و بدون وقفه هر چه به دستش میآید را میخورد. به هیچ وجه سیر نشده و همیشه گرسنه است. اما هشتمین داستان پایان بخش کتاب و تلخترین داستان کتاب است . داستانی که در آن اسلام به خاطر یک موضوع کذب و واهی مورد تهمت و شماتت اهالی روستا قرار می گیرد. تمام داستانهای کتاب تلخ هستند. داستانی وجود ندارد که شخصی نمیرد ، مصیبتی پیش نیاید و انتهای کار به خوبی و خوشی تمام شود. معمولاً در هر داستان یکی از شخصیتهای داستان میمیرند و یا در به در می شوند. شخصیتهایی که گاهی رل های مهمی در داستانهای قبلی دارند و باورتان نمیشود که به همین سادگی از صحنه روزگار حذف شوند. گاهی اوقات همین تلخی ها به واسطه حماقت های شخصیتها ممکن است جای خود را به لبخند کوچکی بدهد اما همین طنز تلخ هم بعد از چند ثانیه کامتان را تلختر می کند. نکته جالب اینکه گابریل قارسیا مارکز در حاشیه مراسم نوبل و هنگام گرفتن جایزه خود این کتاب را یکی از کتابهایی عنوان میکند که از آنها الهام گرفته است. روستایی به نام بَیل اینکه بَیل وجود دارد ، همه می دانیم. اما اینکه کجاست و چگونه میشود به آنجا رفت را باید از اهالی ایلخیچی بپرسید. چرا که تابلوی این روستا ”بیگلو” است و محال است که حدس بزنید بیگلو همان بَیل است. یک کیلومتر که از ایلخیچی به طرف آذرشهر رفتید ، زیرگذری و تابلویی که راه روستای بیگلو و یا همان بَیل خودمان را نشانتان می دهد. از زیرگذر به آنطرف جاده رفته و بعد از طی حدود یک کیلومتر دیگر به روستای نسبتاً آبادی میرسید که همان بَیل غلامحسین ساعدی است. این روستا نسبت به آنچه که در کتاب نوشته شده است آبادتر شده است. گرچه هنوز راه زیادی تا آبادی کامل دارد. بسیاری از چیزها عوض شدهاند اما اگر قبلاً کتاب را خوانده باشید و به کنار استخر ( گؤل ) معروف وسط روستا برسید ، همه داستانهای کتاب میتواند جلوی چشمتان جان بگیرد.نشستن اهالی کنار استخر و مشورت در مورد کارها ، شستن مرده ها کنار استخر و هزاران مورد دیگر که در این مکان اتفاق افتاده اند. اصلاً این استخر معروف ترین مکان روستا و محلی است که بیشترین اشاره در داستان به آن شده است. از درخت کنار استخر و سنگی که گاه روی آن می نشستند خبری نیست و گرچه ساختمانها تجدید بنا شدهاند اما پنجره هایی رو به استخر دارند که روستاییان از آنجا اخبار روستا را پیگیری کنند. باغ اربابی نیز کنار استخر واقع شده است. راستی خانه مشدی اسلام ، کدخدا و بسیاری از شخصیتها کجاست ؟ امامزاده اشاره شده در کتاب نیز کمی دورتر از روستا و بر روی تپه کوچکی واقع است. شکل امامزاده منحصر به فرد است و مربوط به خاتونی اهل خداست که با کارهای نیک خود توانسته به زیارتگاه اهالی این روستا تبدیل شود. بَیل روستای خاطره انگیزی است. روستایی که به واسطه ساعدی و کتابش جهانی شده است. راستی وظیفه شورای اسلامی روستا نیست که مجسمهای از این نویسنده بزرگ آذربایجانی را سفارش داده و کنار استخر روستا قرار دهد؟ اصلاً اهالی روستا کتاب قصه های خودشان را خواندهاند ؟ چئویرمنین دیلیندن نیگار خیاوی : ایسته میشم بو اثری اؤز ادبیاتیمیزا قازاندیرام چئویرمه یه نه واخت دان باشلادیز و نییه ساعدی؟ من چئویرمه یه حدودا ۱۳۷۰- دن باشلامیشام. دئمک اولار من اوشاقلیقدان ساعدی نین یازیلارین اوخویوب سئوردیم. خیاوا (مشکین شهر) گلنده ده یادیما گلیر. مینم قارداشیم، باجیم اری ساوادلی اولدوقلارینا گؤره اونو بو شهرده گزدیریردیلر. گلمیشدی خیاو شهرینه گؤره کیتاب یازا. من «عزاداران بَیل» کیتابین راهنمایی دؤوره سینده اوخوموشدوم. سونرالار اؤز دیلیمیزیده اؤیرندیم. بیر گون قارداشیم، «روشن خیاوی»، منه دئدی کی سن چئویرمه ایشینه ده باخ. اونون نظرینه منیم سؤز مخزنیم گوجلودور، راحت بو ایشی گؤره بَیله رم. بو سؤزلر ۵۵-۵۶ جی ایللره قاییدیر. ایللر بونون اوستوندن کئچدی. سونرالار غلامحسین ساعدی نین کیتابلاریندان چئویرمه یه باشلادیم. ایلک کیتاب «بَیل عزالی لاری» اولوب؟ یوخ اوندان قاباق «چوب به دستان ورزیل» کیتابین و باشقا نمایشنامه لری چئویرمیشدیم. سونرا بو کیتابی بیر داها اوخودوم و ایشی باشلادیم. هاواخت قورتولدو؟ من ساعدی نین ایکی کیتابین بیر یئرده چئویردیم. هم بو کیتاب، هم ده «توپ». اوچ ایله قدر واخت آپاردی. «توپ» کیتابی دا «بَیل عزالی لاریندان» سونرا چیخدی. نه دن ۸۲- یه جه چاپ اولمادی؟ ایمکان یوخودو. سونرالاردا چاپین هزینه سین اؤزوم قویدوم چاپ اولدو. او زامان من تایپیست ده تاپانمیردیم کی تورکجه متنین تایپ ائله سین. ایشدن راضی سیزمی؟ ایشدن راضی یام آما بیر- ایکی ایلدن سونرا باخاندا گؤرورم بعضی یئرلری آیری بیر جور یازیلسایدی لاپ یاخشی اولاردی. واختیم اولسا بو ایشی گؤررم. ایندی بیر- ایکی داستانیندا بو ایشی گؤرموشم. چئویرمده نه چتینلیک لر واریدی؟ او زامان منه چوخ ایشکال توتوردولار کی سن تورکیه مدلی یازیرسان یا مثلا بوجورکی یازیسان بیز بوجور دانیشمیریق کی. ائله اولوردو کی من قیرامئری قورویاندادا ایراد توتوردولار. چئویرمه دن منظور نه دیر؟ چئویره نین اصل آمالی بودورکی بیر اثرین اوخوجولارین داها گئنیشلندیرسین. یانی بو کی بیر دیل دن او بیرسی دیله چئویرمه ایله، او دیلده اولان اینسانلاردا بو اثری اوخویا بَیلسینلر. منیم ایشیمده بو آماج یوخدو. آذربایجاندا دا بو کیتابی فارس دیلینده چوخ اوخویان اولور. بیزیم ایشیمیز ترسینه اولوبدور. پس سیزین هدفیز بو ایشدن نه ایدی؟ من بو کیتابی اوخویا- اوخویا گؤردوم کیتابین جمله لری آذربایجان دیلینده دوزه لیب سونرا فارس دیلینده چئویریلیبدیر. منه ائله گلیردی کی فارسی دیلی ساعدی یه مقصد دیل دیر. ایندی هر نه یه گؤره مجبور اولوب فارسجا یازیب دیر. من ده بو ایشیم ایله تکجه ایسته میشم، بو اثری کی گرک اولدن توکجه یازیلاردی اؤز ادبیاتیمیزا قازاندیرام. سیزجه بیر اثری باشقا دیللردن چئویرنده تورکجه یه چئویرمه لی ییک یوخسا اوخویانلارین چوخلوغونا گؤره فارسجایا؟ او قالیب چئویره نین اؤز قرارینا. من اولسام تورکجه یه چئویررم. آذربایجاندا چیخان تورکجه کیتابلار نئجه؟ فارسجا یا چئویرمه یین ضرورتی وارمی؟ یوخ. ائله دوشونمورم. یازسایدی، یازار اؤزو یازاردی. هم ده او ایشین قئیدینه قالانلار چوخدو کی فارسجا یا چئویره لر. آذربایجان دیلینین قئیدینه قالان آزدیر. اونا گؤره او ائله راحاتجا اولا بَیلر. قاییداق ساعدی نین «بَیل عزالی لاری» کیتابینا. بو کیتاب نه دن بوجور آد چیخاریب کی او زامان او قدر چاپ اولوب و اونون اوزوندن فیلم ده دوزه لینیبدیر؟ ایلک ساعدی نین گؤتوردویو سبک چوخ یاخشی دیر. بَیلیرسیز کی بونا جادویی رئالیزم دئییلیر. ایللاه دؤردونجو و یئددینجی ناغیلدا بو سبک داها گوجلو اولور. اوردا کی مشهدی حسن اینک اولور. ادبیاتیمزدا بو اثردن قاباق بو سبک ده بوجور گوجلو بیر زاد یوخودو یا یئددینجی ناغیل دا او اوغلانین جاناوارا چؤنمه سی. ناغیل ائله گؤزل قاباغا گئدیرکی بیز ده کندلی لره تای اینانیریق کی بو آنورمال دئییل. بیر اکینچی اینه یی اؤلدوکده ائله یه بَیلر اؤزوده اینه یه دؤنسون. اوندان سونرا بو داستانین شخصیت لری هامی سی دوغرو دوغما دیلار. هامی سین بیز کتده یاشاماساق دا نمونه لرین جامعه ده گؤرموشوک. سیز «بَیل»ین اؤزونه گئتمیسیز؟ یوخ. دوست لارین بیری دئمیشدی باهم گئدک آما اولماییب هله. بیز گئدنده گؤردوک کی بو کند دوزدو دییشیلیب آما هله قالان نمونه لر، گؤل یا ایمامزادایا تای، گؤستریر کی ساعدی دوغرودان بو کندی گؤروب اوردا رمانینین چرچوواسین تؤکوب؟ دوغرودو. ائله گئدیب قالیب. بو سککیز ناغیلین ایچینده هانسی سین بیه نیبسیز؟ دؤردونجو ناغیلین کی مشدی حسنین ناغیلی دیر. یئددینجی ناغیل دا وار. هره سینین بیر اؤزللی یی واردیر. سیزین نظریزه نه دن بو سککیز ناغیلین هر بیرینده بیر نفر شخصیت لردن آزالیر؟ کند ائله یانی بو. کند کاسیب کندی دیر. تامام بلادی کی گلیر باشلارینا. آنجاق کندلرین فلاکتین گؤستریر. او زامانین اجتماعی وضعیتین اؤز سبکینده گؤستریر. هر دفعه بیر اؤلو واردیر. حتی باش رول لاردا اؤلوب یوخسا ایشدن دوشوب، حذف اولورلار. بودا اؤلومه تای بیر زاددیر. مه یه بیزیم جامعه میزده بوجور دئییل؟ کیتاب شیرین کیتابدیر آما اصلینده بترده آجی دیر. بیر پارا آجی طنزده ایچینده وار. سیزجه بو نئجه دیر؟ میثال اوچون مشدی حسنین ناغیلیندا، پوروسلولار گلیب لر کنده اوغورلوغا. کاتدا سوروشور نه خبر؟ ایسلام دئییر، گلیب لر مشدی حسنی اوغورلاسینلار. بیر آجی طنز وار کی مشدی حسنی دای کندین عاغیللی سیدا اینک فرض ائدیب دیر؟ منه طنز گلمیر. ایسته ییر بونو دئسین کی کندلی لر اینانیب لار. بوردا طنز اولا بَیلمز. طنزده کیتابین بیر یئرلرینده اولسا او قدر اوستون دئییل. سیزجه زمان نظریندن ناغیللار بیر بیرینین دالیسندادیلار؟ منه ائله گلیر کی بو جور دئییل. تکجه سون ناغیل دیر کی رمانین سونودور. مشدی ایسلام کی کندده آپاریجی رولو وار، گئدیب شهرده ایتیر، باتیر. کیتابین چئویرمه سین هامی بیه نیر. بیر روان چئویرمه کی هر ایسته ین راحاتجا اوخویا بَیلیر؟ من اؤزوم ایسته میشدیم کی ائله ایش الیمدن چیخسین کی هم کلمه لریمیز ایتیب آرادان گئتمه سینلر هم ده اوخوماغی راحات اولسون. منجه بو کیتابین ائله اصل آنادیلی تورکجه دیر. یانی سیز دئییرسیز بیر زامان ساعدی بو کیتابی تورکجه ده یازسایدی ائله بوجور یازاردی؟ اونا فیکیرله شیردیم. دئییردیم ساعدی اولسایدی نه جور یازاردی. سعی ائله ییردیم اؤزومو اونون یئرینه قویوب ان یاخشی جمله نی سئچم. ایندی نه یین اوستونده ایشله ییرسیز؟ چئویرمه ایشی گؤرمورم. آما بیر زامان گینه چئویرمه یی باشلاسام، ساعدی نین باشقا کیتابی اولاجاق. «توپ» ایله «بَیل عزالی لاری» بازاردا وارمی؟ «بَیل عزالی لاری» وار آما «توپ» دای بازردا یوخدور. اولماز کی بونلاری بیر سفرده چاپ ائله یه سیز؟ ایندی او پولوم یوخدو. آما بیری ایسته سه چاپ ائله یه، من ائله یه بَیللم اونون اختیاریندا قویام. حتی بَیلسم بیری پول قویوب چاپ ائله یه جک، یاردیم ائله ییب، اصلا اوتوروب اولدن ادیت ائله ییب، یازارام. خرید اینترنتی کتاب بیل عزالی لاری نوشته شده در با نویسنده , معرفی کتاب , نقد کتاب | ۳ نظرات »
استاد از کی نوشتن را شروع کردید؟ رشته تحصیلی ام تاریخ است. همیشه در کنار تدریس، می نوشتم. اولین مقاله ام در مهد آزادی چاپ شده است. یواش یواش به خاطر علاقه ام به تاریخ، در این زمینه فعالیت کرده ام. اولین نوشته ام در زمینه تاریخی هم مربوط به شیخ محمد خیابانی است. در نظام شاهنشاهی، به شیخ محمد خیابانی مارک تجزیه طلب چسبانده بودند. با تحقیقاتی که کردم عکس این مطلب را در کتاب آوردم. این کتاب از طرف خواننده ها نیز مورد استقبال قرار گرفت و چند بار چاپ شد.
چطور شد که متوجه شدید می توانید بنویسید؟ برای کسی که علاقه دارد، نوشتن نوعی معلمی است. اگر در کلاس برای صد نفر حرفی برای گفتن دارید، با نوشتن به کل جامعه تعمیم می یابد. یواش یواش نوشتن را شروع کردم، مردم هم استقبال کردند، همین تشویق ها باعث شده که مطالعه کنم و بنویسم.
تا به حال چند جلد کتاب داشته اید؟ دو مبارز، جنبش آزادی شیخ محمد خیابانی، روزنامه های تبریز در سطح مشروطیت، زن در تاریخ، زنان ایران در جنبش مشروطه، سه مبارز، نقش کودکان و نوجوانان در جنبش مشروطه از جمله کتابهای من هستند.
صرفا به خاطر اینکه رشته تحصیلی تان تاریخ است، کتابهای تاریخی نوشته اید یا به خاطر علاقه تان؟ من آذربایجانی ام، موظفم در مورد تاریخ خودمان بنویسم. ما باید سعی کنیم نقش آذربایجان در طول تاریخ را برای همه آشکار کنیم. برای مثال تا به حال در مورد اینکه زمان مشروطه، بنیانگذار طنز حقیقی یا اجتماعی تبریز بوده، کار نشده است.
چرا الان مطبوعات آذربایجان در مقایسه با زمان مشروطه شرایط خوبی ندارد؟ شما بهتر از من علت را می دانید. در زمان مشروطه، سانسور وجود نداشت، رابطه بین روزنامه ها و مردم تنگاتنگ بود. یعنی هر چیزی که در روزنامه ها نوشته می شد کاملا مستند بوده و مردم اعتماد داشتند. با اینکه در آذربایجان یا به طور کلی در ایران، مردم صدی نود بی سواد بودند، روزنامه انجمن با تیراژ پنج هزار، منتشر می شد. در آن زمان، مردم جمع می شدند و افراد با سواد مطالب روزنامه ها را می خواندند و بقیه گوش می کردند. چون این روزنامه ها درد مردم را منعکس می کردند.
منابع تان را چگونه انتخاب می کنید؟ در این زمینه مشکلی ندارید ؟ بزرگترین مشکل مؤلف در ایران پیدا کردن و دسترسی به منابع است. اگر مؤلف بتواند از کتابفروشی، کتاب مورد نظرش را پیدا کرده و بخرد مشکلش حل شده است. در غیر این صورت، کتابخانه ها به هیچ وجه جوابگوی اهل تألیف نیستند. در واقع کتابخانه های ما از قافله تمدن عقب مانده اند. جالب اینکه زمانی که در مورد روزنامه آذربایجان تحقیق می کردم، با کتابخانه رضوی مشهد، کتابخانه دانشگاه تهران، کتابخانه مجلس در ارتباط بوده و رفت و آمد داشتم. ولی نسخه های این روزنامه را به من ندادند. به هر حال این مشکلات برای اهل تألیف وجود دارد.
در مورد کارهای جدیدتان صحبت کنید. امیدوارم که کتابم در مورد روزنامه آذربایجان چاپ شود. یکی از آروزهایم این است که در مورد روزنامه تجدد نیز کتابی چاپ کنم چون در این روزنامه افکار و اندیشه های شیخ محمد خیابانی کاملا مشخص است. موضوع دیگری که در مورد آن تحقیق کرده ام، نقش روستاییان در انقلاب مشروطه است که امیدوارم به زودی چاپ شود.
جالب است . موضوع هایتان را چگونه پیدا می کنید؟ وقتی مطالعه می کنی، خود به خود موضوع به ذهنت می رسد. مثلا موضوع کتاب “زنان ایران در جنبش مشروطه” با مطالعه به ذهنم رسیده است. مثلا نوشتن نامه به مجلس توسط زنان، دادن طلا و جواهرات در راه مشروطه، دادن جهزیه دختران برای مشروطه، دخترانی که با لباس پسرانه مبارزه می کردند. یا مثلا در مورد زینب پاشا که در کتاب «سه مبارز» آورده ام. قبل از اینکه من در مورد زینب پاشا بنویسم از او در کتاب های مکر زنان یاد می شد. در حالی که شاعران مردمی آن زمان فقط در مورد شجاعت و انسانیت وی صحبت کرده اند. زینب پاشا در زمانی علیه ظلم مبارزه می کرد که خانم ها حتی حق بیرون رفتن از خانه بدون اذن شوهر را نداشتند.
عده ای همیشه خواسته اند تاریخ را تحریف کنند. مثلا بعضی ها می گویند که زینب پاشا اصلا زن نبوده، فکر می کنید برای جلوگیری از تحریف تاریخ، اهل قلم چه وظیفه ای دارند؟ من که تا به حال چنین چیزی ندیده ام. معتقدم برای اینکه در ذهن مردم حک شوی باید قهرمان مردمی باشی. این که «زینب پاشا الده زوپا / اوز قویدو بازارا » مفت و مجانی برای کسی گفته نمی شود. ضمن اینکه برای هر حرفی منبع لازم است. این اشعاری که در مورد زینب پاشا وجود دارد را که من نگفته ام. این حرف ها قابل قبول نیست، حتی اگه گفته شده اشتباه است.
از مشکلات خودتان بگویید؟ بزرگترین آرزویم این بود که ای کاش مدرس دانشگاه می شدم. چون از دانشجویان برای تحقیق در تاریخ آذربایجان کمک می گرفتم. متأسفانه کارهای تحقیقی ما در آذربایجان، خارج از دانشگاه صورت می گیرد.با اینکه به تاریخ آذربایجان و ایران علاقمندم، متأسفانه امکانات لازم وجود ندارد. در خود تبریز ناشری که به معنای واقعی ناشر باشد وجود ندارد. یکی از علت های مهم، کاهش علاقه به مطالعه است. گفته می شود که وجود تلویزیون و کامپیوتر و امثال این ها باعث کاهش سطح مطالعه است. در حالی که کتاب دایی جان ناپلئون در مسکو با بیش از ده هزار تیراژ منتشر شده، چندین بار تجدید چاپ شده است. با اینکه در مسکو، تمام اسباب سرگرمی و تفریح وجود دارد. متاسفانه رسانه های گروهی ما، در این مورد کم کار هستند. خودتان تاثیر تبلیغ تلویزیونی در مورد فروش دیوان شهریار بعد از پخش سریال را دیدید. مردم بسیاری از شخصیت های تاریخی را نمی شناسند. تبریز مهد مشروطه است، مجسمه قهرمانان مشروطه باید در هر چهار راهی نصب شود. من شنیده ام در مسکو، یکی از صحنه های جنگ جهانی دوم را با مجسمه سازی بازسازی کرده اند و بچه ها و کودکان را با تاریخ آن زمان آشنا می کنند. اینجا فقط مجسمه ستارخان را در پارک مشروطه نصب کرده اند که آن هم اصلا عظمت و شهامت ستارخان را نشان نمی دهد. در خود تبریز، نور اله یکانی، امیر حشمت نیساری افرادی که یک عمر به خاطر مردم تلاش کرده اند را نمی شناسند. وقتی ما قهرمانان خودمان را نشناسیم، مجبورا قهرمانان ساختگی و خارجی را به خورد بچه هایمان می دهیم.
جالب ترین قسمت تاریخ آذربایجان از نظر شما؟ جالب ترین بخش تاریخ آذربایجان جنبش مشروطه است. وقتی محمد علی شاه مجلس را به توپ بست، این تبریزی ها بودند که مشروطه را حفظ کردند. ستارخان با اسلحه اش، میرزا با قلم اش در روزنامه ناله ملت و روزنامه بلدیه. صد سال قبل در تبریز، انتخابات شورای شهر وجود داشت. هر محله ای برای خودش نماینده ای داشت. حسن محله ای بودن این شورا در این بود که مردم هر محله نماینده خود را در هر مراسمی مثل عروسی و مجلس عزا می دیدند و مشکلاتشان را مطرح کده و جویای وعده ها می شدند.
ویژگی یک نویسنده یا پژوهشگر طوری که مورد قبول مردم باشد؟ باید حقیقت را بنویسد. اگر غیر از این باشد موفق نخواهد بود. مطمئن باشد مردم به درستی متوجه حق و باطل هستند.
در طول این ۴۰ سال فعالیت حرفه ای شما شرایط نوشتن چه تفاوتی کرده است؟ وجود سانسور، عدم دسترسی به منابع، کاهش سطح مطالعه از شرایطی است که همواره حاکم بوده است. عدم علاقه به مطالعه کتاب در مردم، باعث شده که ناشر هم علاقه ای به چاپ کتاب نداشته باشد.
چه راهکارهایی برای افزایش علاقه مردم به مطالعه پیشنهاد می کنید؟ عرض کردم، رسانه های گروهی باید کمک کنند. به جای اینکه سریال های ژاپنی و کره ای از تلویزیون پخش کنند. درباره شخصیت و قهرمانان خودمان فیلم و سریال ساخته شود.
توصیه تان به جوانانی که دوست دارند وارد این عرصه شوند؟ ما اگر می خواهیم پیشرفت کنیم باید به تاریخ خودمان رجوع کنیم. جوان هایمان موظف هستند که در مورد تاریخ خودمان مطالعه کنند. اگر تاریخمان را نشناسیم مثل این است که از خودمان شناخت نداریم. تاریخ مانند چراغی است که نمی گذارد اشتباهات گذشته را تکرار کنیم.
خودتان چقدر وقت برای مطالعه و نوشتن دارید؟ همیشه مطالعه می کنم. بیشتر در زمینه های تاریخی، روزنامه، کتاب می خوانم. قسمت هایی را هم که توجه ام را جلب کرد علامت گذاری می کنم تا هر موقع بود از آن استفاده کنم. اگر مطالعه نداشته باشی نمی توانی بنویسی. معمولا روزانه تا موقعی که خسته نشده ام مطالعه می کنم. بعضی وقت ها از کتابی خوشم آمده و تا سه شب مطلعه کرده ام.
از شما به خاطر چهل سال تلاش، تجلیلی هم شده است؟ چهار، پنج سال قبل کتاب شیخ محمد خیانی برنده جایزه شده است. متأسفانه تقدیر و تجلیل دیگری نبوده است. با این وجود، من همیشه تلاش می کنم که بنویسم و تاریخمان را برای همه بشناسانم. برای نویسنده شدن باید عاشق این کار بود. برای هر کاری عشق و علاقه لازم است، اگر این عشق نباشد متأسفانه خدمت خالصانه ای وجود ندارد.
چطور شد در مورد روزنامه ناله ملت تحقیق کردید؟ قبلا تولیدی داشتم. کاغذ های باطله را می خریدیم، بعد از ریز کردن برای ته جعبه استفاده می کردیم. به خاطر علاقه ای که به مطالعه داشتم، همیشه کاغذ ها را با دقت نگاه می کردم. یکبار تصادفا از بین کاغذ ها، روزنامه ناله ملت را پیدا کردم. نسخه های ناله ملت موجود نبود، برای اولین بار توسط بنده تصحیح و چاپ شد.
از بین کتابهایتان، سه مورد را که بیشتر برای مطالعه جوانان پیشنهاد می کنید ، کدامند ؟ کتاب هر نویسنده مثل فرزندانش است. دوست دارم جوانانمان، کتاب «سه مبارز» و «شیخ محمد خیابانی» را مطالعه کنند تا بفهمند جوانان با چه شوق و شوری در انقلاب مشروطه شرکت کرده بودند. به خانم ها پیشنهاد می کنم «زنان ایران در جنبش مشروطه» را مطالعه کنند. بچه ها هم کتاب «نقش کودکان و نوجوانان در انقلاب مشروطه» را مطالعه کنند.
از فروش کتابهایتان راضی هستید؟ با اینکه بازار علم و مطالعه کساد است ولی من از فروش کتابهایم راضی ام چون واقعا فروخته شده اند.
انتظارتان از مردم و مسئولین؟ پیشنهادم به مسئولین برای حمایت از نویسندگان و افزایش سطح مطالعه این است که کتاب های منتشر شده را خریداری کرده و به کتابخانه های مدارس اهدا کنند. اگر مردم و جوانان به مطالعه علاقمند شوند به نفع جامعه و کشور است.
خاطره شیرین در عرصه نویسندگی؟ دختر خانمی که در کانادا زندگی می کرده برای تحقیق و مطالعه به تبریز آمده بود سراغ مرا هم گرفته بود و برای دیدنم به مغازه آمده بود. وقتی علاقه او را برای مطالعه دیدم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.یا مثلا مقاله ای در مورد شاعر گمنامی با تلخیص «حامبال» در روزنامه سهیل چاپ شد، استقبال خوبی از طرف مردم شده بود، همین مایه شادی ام است.
سخن پایانی ؟ وقتی جوانان متین و آگاه را می بینم واقعا خوشحال می شوم. امیدوارم روزی برسد که تمام جوانان ما آگاه باشند. از شما هم که برای آگاهی جامعه تلاش می کنید تشکر می کنم.
خرید اینترنتی کتاب نقش کودکان و نوجوانان در انقلاب مشروطه از همین نویسنده نقش کودکان و نوجوانان در انقلاب مشروطهنوشته شده در با نویسنده | یک نظر » |